تبلیغات
پرواز تا خدا *قرارگاه آسمانی شهیدعلیرضاحجتی* - شهدای غریب منا....



چمدان را كه جمع می كردیم، هركسی یك نفس دعا میخواست
پسرت عاقبت به خیریّ و ، دخترت اذن كربلا می خواست

اسم ها را نوشته بودی تا، هییچ قولی ز خاطرت نرود
مرد همسایه شیمیایی بود، همسرش وعده ی شفا می خواست

من كه این سالها قدم به قدم، پا به پای تو زندگی كردم
در خیالم دمی نمی گنجید، دل بی طاقتت چه ها می خواست

تو شهادت مقدرت بوده، گرچه از جنگ زنده برگشتی
ملك الموت از همان اول، قبض روح تو را مِنا می خواست

عصر روز گذشته در عرفات، در مناجات عاشقانه ی خود
تو چه گفتی كه من عقب ماندم؟؟كه خدا هم فقط تو را می خواست؟!

ما دوتن هر دو همقدم بودیم، لحظه لحظه كنار هم بودیم
كاش با هم عروج میكردیم، كاش میشد....اگر خدامی خواست


***شادی روح بلندشون فاتحه و صلوات***



طبقه بندی: افلاکیان(شهدا)، پرواز تا خدا، بصیرت و دشمن شناسی، گالری تصاویر،
برچسب ها: شهدای منا، زبانحال جانسوز همسر شهید منا، قرارگاه آسمانی شهیدعلیرضاحجتی، پروازتاخدا،

تاریخ : دوشنبه 6 مهر 1394 | 03:44 ب.ظ | نویسنده : خادم الشهدا | مرید شهدا

  • paper | آنک بات | پارس خودرو